یک امید دور و خیلی بزرگ دلم میخواهد که تا قبل از رسیدنش همهچیز تمام شده باشد.
برچسب: نویسنده: سجاد طاهری تاريخ: يکشنبه 26 آذر 1402 ساعت: 12:13
گاهی مجبور میشدم پوست تنم را تکهتکه دربیاورم و زخمش را ببندم؛ بوسیدن بالهای زخمیاش را دوست داشتم.
برچسب: نویسنده: سجاد طاهری تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1402 ساعت: 0:00
«کدام وطن؟» همانکه در محاصرهٔ کفتارهاست.
برچسب: نویسنده: سجاد طاهری تاريخ: يکشنبه 5 آذر 1402 ساعت: 19:10
هربار پیش خودت فکر میکنی «چطور ممکن است کسی تا این اندازه نمکنشناس و نانجیب باشد؟» و مدت کمی بعدش، یکی نانجیبترش را ملاقات میکنی.
برچسب: نویسنده: سجاد طاهری تاريخ: يکشنبه 5 آذر 1402 ساعت: 19:10